«خورشید همچون دشنامی
بر می آید
و روز
شرمساری جبران ناپذیری است» (۱)
«نجات دهنده در گور خفته است» (۲)
ریشه هایت باید مغز زمین را در نوردند
هزاران جای دیگر
خاک را بشکافی
بیرون بزنی
دوباره برویی
که سایه سارت
پناه خستگان و ستمدیدگان است
در رام الله
که سایه ی زیتون ها را با تیر می زنند
یا یمن
که بیابان است
و ایالت راخین میانمار
بی پناهآباد مردم روهینگیا...
و در اردوگاههای آوارگان سوری
کنار چادر ها،
تا کبوترها
در شاخه هایت آشیانه کنند
شکوفه کنی
شکوفه هایت آب و غذا و لباس و دارو بشوند
آه مادرخوانده
بلوط مهیب مهربان
هلن
همیشه خواب می بینم
ریشه هایت
مغز زمین را در نوردیده اند
کارخانه های اسلحه سازی
و اتاق های عملیات جنگ ها را
زیر و زبر کرده ای
دنیا سراسر صلح شده است.
ای کاش
ریشه هایت زمین را در نوردند
زیر تمام کتابخانه های جهان بیرون بزنند
خاک شکافته شود
کتاب ها نیست و نابود شوند
و در قاموس هایی که از نو نوشته می شود
دیگر واژه ی جنگ نباشد
ای کاش ریشه هایت
زمان را در نوردند
و در «گذشته»
در جنگ ها و کشتارها
- اول در درسیم -
وسط کشورهای مهاجم
و لشکرهای متخاصم
هزاران بار از خاک بیرون بزنی
برویی
صف بکشی
خون های بی گناه از حافظه ی تاریخ پاک بشوند.
مهدی پوشکان(م.چرو)
(۱): احمد شاملو
(۲): فروغ فرخزاد
جزیره...ما را در سایت جزیره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 91