زنی غریبه در آبادی می چرخد
و منی که یک مشت استخوان است
از آن زیر
با ذرات تجزیه شده ی گوش هایش
صدای قدم هایش را شنیده است!
زنی غریبه در آبادی می چرخد
و منی که یک مشت استخوان است
از آن زیر
بوی موهایش را شنیده
و مرده ی همجوار را
تکان می دهد که برخیزد
مرده ی همجوار هم
منی که یک مشت استخوان است
منی که بارها مرده است
منی که بارها مرده ام
و در کنار هم به خاک سپرده شده ام!
زنی غریبه در آبادی می چرخد
و از اهالی سراغ کسی را می گیرد،
مردها قبرهایم را نشانش می دهند
و زنان قریه
مویه کنان
منی که یک مشت استخوان است را
در تابوتی از چوب بلوط
به دنبالش تشییع می کنند
و منی که پوست و استخوان شده است
در ورودی گورستان
صف یک نفره ی تعزیت ایستاده است!
مهدی پوشکان(م.چرو)
جزیره...
ما را در سایت جزیره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 124