
"برای شهید گمنام چغاسبز- تپه نورالشهداء ایلام"
بالای مقبره
صدای مرغ دریایی و موج می آمد
و غبار روی سنگ را که برداشتم
رزمنده ای آن زیر
از سالها قبل از شروع جنگ
پشت پنجره
به دریا و غروب خیره مانده بود
با چشمان خودم دیدم
حتی نسیمی که از پنجره در قبر
می وزید را هم دیدم
و دفتر کلافه ی خاطراتش را روی طاقچه
که در تمام صفحاتش
اسم زنی که دلتنگش بود را
زمزمه میکرد،
در کلاهخودش دو ماهی کوچک قرمز
در آب بازی می کردند
و از قمقمه اش
رودی خروشان
سرازیر می شد،
به دشتی سرسبز در سجاده اش
و آنجا
شهیدان زیادی با گل ها و پروانه ها
به جماعت نماز می خواندند.
با چشمان خودم دیدم
تفنگش گریه میکرد که چرا
تیر آخرینِ عدو را پاسخ نگفته
و مردی که آنسوی قبر
روبرویم نشسته بود
بی آنکه چیزی شنیده باشد
گفت؛
من فکر میکنم که شهیدان گمنام
شهید به دنیا آمده اند
و زنده از دنیا رفته اند
و هرکس آنجا بود
فکر کرد که شهیدان گمنام
شهید به دنیا آمده اند
و زنده از دنیا رفته اند
با چشمان خودم دیدم ...
مهدی پوشکان (م.چرو)
لینک ویدیوکلیپ صوتی نوشتاری شعر در پیج اینستاگرام شاعر:
https://www.instagram.com/p/CDzo5r5lh7s/?igshid=hqc9ra9bahmk
Instagram: @mehdi_poshkan
ما را در سایت جزیره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 102