
مثل آن است که زلزله آمده باشد
شهر می لرزد
و گلدان های پنجره
یکی یکی دارند می افتند
همیشه همینجوریست وقتیکه دلت می گیرد
دفعه ی قبل طوفان شده بود
باد درخت ها را با خودش برد
و گنجشک ها همه از شهر رفتند
در من ظهر تابستان است
و پنج پسربچه ی بازیگوش
وسط کوچه ای بن بست
پای دیوار کز کرده اند
توپ پلاستیکی راه راه
آرام آرام
با جوب
از کوچه می رود
و دخترک موفرفری خانه ی روبرو
چند روز است دیگر
بیرون نمی آید
مهدی پوشکان
جزیره...ما را در سایت جزیره دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 113